درد دلهای من
حرف دلت را امروز بگو....اگر امروز گفتی میشود :: حرف دل.......اگر نگفتی میشود :: درد دل

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٢٩ ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

 سلام به عشقولیها.....

ماشین بنز رو به شووری نشون دادم و گفتم باید واسه تولدم بخری.......و شووری در کمال خونسردی گفت: حتما میخرم ..عزیزم فقط بهم بگو رنگ نخی که میخواد به ماشین وصل بشه تا دنبال خودت راهش ببری چه رنگی باشه؟ و من........

4 شنبه وقت اپلاسیون داشتم .....چه بدنی درست کردم(خودم لذت بردم......شووری هم گفت به به)

5شنبه با شووری رفتیم گشت و گذار و شب ساعت 3 امدیم خونه و رفتیم به سمت اتاق و من بعد یک هفته مهمون داری خاله پری دیشب کنار شووری خوابیدم.......و بعدش هم این دسر خوشکلو به شووری تقدیم کردم.......که بسیار مشعوف شدشکلک های ی آیناز

 جمعه من و شووری با مامیم رفتیم شاندیز و غذاهای زیر رو زدیم به بدن(بابام ماموریت بود و حسابی جاش خالی بود بینمون...)

 و ظهر ساعت 4 رسیدیم خونه ......من حاضر شدم تا با مامیم بریم خونه یکی از فامیلها که دعوت بودیم به صرف دیکچه(ایا درست نوشتم؟)و شووری هم رفت به کارهای عقب افتادش برسه........شب ساعت 8 شووری به همراه بنفش و پدرشووری امد دنبالم تا شام بریم مهمونی یکی از اقوام........گویا تو این مدت اندک بنفش پسرش رو سوال بارون میکنه و میفهمه که ما چه کردیم و چه خوردیم.......

شب تو رستوران من کنار بنفش نشسته بودم ......گفت چرا نمیخوری؟گفتم اصلا میل ندارم.......بلافاصله گفت: اگه منم بودم ظهر اون همه غذا میخوردم حالا سیر بودم...........محلش ندادم..........دوباره مادر بنفش ازم سوال کرد سپی دوست نداری؟ چرا نمیخوری؟ تا میخواستم حرف بزنم بنفش جفت پا پرید و رو به ننش گفت اینا ظهر رفتن و شیشلیک و ماهیچه خوردن و عصر هم دیکچه خورده معلومه که نباید الان چیزی بخوره   شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز ........منم انگار که نفهمیدم حرف زده رو به مامانش گفتم کلا چند وقت هست اشتهام صفر شده.....ظهر هم تمام غذاهارو شووری خورد و الان هم که نمیتونم........و بلافاصله بنفش گفت ادم وقتی میدونه جایی دعوته هیچپی نمیخوره.........

متنفرم از این طرز تفکر که چون شام دعوتم ناهار رو سبک میخورم......چه ربطی داره......اصلا شاید عجل بهت مهلت نداد و به اون شام نرسیدی......والا

خلاصه که دیشب بنفش داشت از حسادت میمرد......

برای دستور ژله برین ادامه.....


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ ۱۳٩٠/٩/٢٦ ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

سلام به عشقولیها.....

دوستانی که دستور ژله رو میخوان یک نظر به پست پایین بندازن.....

کلی حرف داشتم اما با دیدن این ماشین حرفی نموند که بزنم........دوستان. من این ماشینو میخواااااااااااااااااااام امشب به شووری نشون میدم و میگم باید واسه تولدم برام بخری و شووری هم باید بگه چشم.....

اخه تروخدا ببینینش......

حیف این نگین ها که روش دود بشینه.....

ای دووووووووووووووووون.............

 دوستای خوبم فعلا بای بایHello


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

 سلام به جیگولیها

دیشب با مامی رفتیم بازار و چندی جهزیه خریدیم و مامی میگفت چرا به کارت من دست زدی این پولها واسه جهازت هست نه رخت و لباست....... ومن فقط میگفتم مهر مادریت کجا است مادر؟

خلاصه کلام سرویس کریستال و چایی خوری و ...خریدیم و برگشتیم خونه چون شووری من که بشه داماد مامیم داشت میومد خونمون

مامیم پاچین درستید و منم از قبل ژله واسه شووریم درست کرده بودم.....ژله بستنی انار

گفتم شب یلدا نزدیک هست خوب که من این هنر سپیده ای رو بزارم شاید دوستان خوششون امد و استفاده کردنkiss.gif........شووری و مامی و ددی که خوششون امد و و دیشب من کلا رو هوا بودم از تعریفات

 این نما رو به رو (از لحاظ معماری)

و این هم دید پرنده (زبان معماری)

امیدوارم خوشتتون بیاد.....

دوستان نظرتون رو در مورد پست پایین اینجا وگویید........شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

عزیزان واسه دستور برین ادامه......


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ ۱۳٩٠/٩/٢۳ ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٢٢ ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۱٦ ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ ۱۳٩٠/٩/۱٦ ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۱٤ ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۱٢ ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

 

panda

به مدت تقریبی 30 ثانیه بر روی ستاره قرمز رنگ خیره شوید.

سپس روی یک دیوار یا کاغذ سفید نگاه کرده و مرنب پلک بزنید. نتیجه خیلی جالب خواهد بود!

من دیدم شما چطور ؟؟؟ دو سال پیش هم یک تصویر مرد روحانی رو تو موبایل دیده بودم و برام جالب بود و امروز این تصویر منو برد دوران مجردی و یاد خاطرات اون تصویر مرد روحانی و اتفاقات تو دانشگاه


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٩ ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/۸ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٧ ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٠/٩/٦ ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()