درد دلهای من
حرف دلت را امروز بگو....اگر امروز گفتی میشود :: حرف دل.......اگر نگفتی میشود :: درد دل

سلام بر شما دوستای خوب من25


خوب بریم سر موضوع شب یلدا یا شب چله 4d564ad6. بنده در عمل انجام شده قرار گرفتم چون بنفش یک هفته قبل بهم گفت که میخواد مهمونی بگیره و فامیلاشو دعوت کنه . و بنده جمعه بعد از ازمون رفتم خونه بنفش تا کمک حالش باشم Tsimuzpzwoap1t9y3o7.

شب یلدا خوبی بود . رو اپن اشپزخونه وسایلارو چیدیم لبخند. و من یک مدل هندونه که تو ایمیل برام امده بود تو ذهنم بود و اونو واسه هندونه شب یلدا درست کردم حالا عکسشو میزارم چشمک. همه تعریف کردن که چقد خوب شده افرین بر تو خجالت.و.......بنفش هم شام باقالی پلو و برنج ساده همراه با خورشت مروغ خورشت فسنجون با سوپ شیر درست کرداز خود راضی. خدایی خیلی خوشمزه شده بودخوشمزه.

اینم هندونه که درست کردم:نیشخند

 

dsc08434.jpg

 

شب خوبی بود اما اصل مطلب رو فراموش کردیم و فال نگرفتیم65d6a5d6s..........همون فال حافظ

مامان و بابامم در نبود من و سحر خونه عمو بزرگم دعوت شده بودن . خوب شد رفتن و الا من همش به فکرشون بودمخنثی.

اه اه چقد بدم میاد که نمیشه پیش هر دو در عین واحد بود ابرو. کاش ایام دو تا بود مثلا شب چله دو تا یکی با قوم زن یکی با قوم مرد حتی عید حتی چهارشنبه سوری حتی تولدها وخیال باطل......اینجوری ادم گاهی لای منگه قرار میگیره دلش هر دو جا هست اما باید یکیو انتخاب کنه و خدا خدا کنه که تصمیمش مورد قبول باشه و دو روز دیگه حرفی حدیثی چیزی توش نباشهچشم. واسه من که خیلی سختهناراحت

الان هم خونه مامانم به سر میبرم چون پکیجمون وقت گیر اورده New (6)تو این سرما زمستون ترکیده و سه شنبه قرار هست درست بشه تا ببینیم چی میشه.

راستی بچه دختر خاله ام هم به دنیا امد . همونی که گفتم با هم سه ماه فاصله داریم مثل خواهریم28 .میبینین چقد زود میگذره انگار همین دیروز بود که گفتم حامله است و حالا مامان شده قلب. رفتیم دیدنش وای اینقد پسرش ناز بود کلی قربون صدقه اش رفتم . اسمشو باباش میخواد بزاره شادیار لبخند. به نظرم اسم قشنگی نیست واسه پسر  حس دخترونه توشه متفکر. اما باباش پاشو کرده تو یک کفش که نه فقط شادیار هیپنوتیزم. چون از اول شرط کرده بودکه اسم پسر با بابا اسم دختر با مامانلبخند دقیقا من و شوور هم همچین شرطی گذاشتیم ببرم زودتر لغوش کنم تا دیر نشده نیشخند. هه

اینسری با اینکه فقط پنج عدد کتاب خونده بودم و اصلا امیدی به رتبه ام نداشتم چون همش مهمونی بودم و اینور و اونور شدم 125 که بحمدالله راضیم نیشخند.اصلا به خودم افتخار میکنم نخونده اینقد خوب شدمزبان . پ چیاز خود راضی

دیگه همینها برم ناهار بخورماز خود راضی

منو تو دعاهای قشنگتون فراموش نکنینبغل

 

 

پ.ن: .....ویچتو فیلتر میکنن خوب ما میریم تو لاین25r30wi . هه . فکر کردن الکیه


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۱٠/٢ ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()