درد دلهای من
حرف دلت را امروز بگو....اگر امروز گفتی میشود :: حرف دل.......اگر نگفتی میشود :: درد دل

سلام خیلی وقته ننوشتم اما خدایی نمیدونم چرا اصلا حس نوشتن ندارم تا پای نوشتن میام ها اما باز نمینویسم و میرم الان هم چون یک تصمیم مهمی گرفتم امدم مطرح کنم ک ببینم شما هم موافقین ایا؟ میخوام اگه بشه تو تلگرام یک کانال درست کنم و خاطراتم رو انجا بنویسم هم دسترسی به گوشی و کزاشتن عکس واسم راحتتره هم اینکه حداقلش این هست ک خاطراتم ثبت میشه حالا شما هم نظر بدیدک ایا موافقید ک اگه اوکی بشه برم واسه درست کردن کانال و بیام ادرسشو بزارم اینجا یا اینکه شماره بدین بیارمتون تو کانال خاطراتم هوم ؟ حالا یکم خبر هم بدم جمعه تصمیم دارم هم مامان و بابا خودم هم بابا و‌مامان و شوهر و سحر رو بگم شام بیان خیلی وقته نیومدن خونه من کلی کار دارم باید کلا خونه رو بتوکونم ک از چشم های بنفش حان خاکی رو نبینه و هم اینکه خونمون شده خونه قحطی زده ها هیچی توش پیدا نمیشه اگه خدا بخواد بریم امشب خرید پنجشنبه هم دوستامون‌گفته بودن میان خونه ما ک فعلا گفتم بریم بیرون تا هفته بعد محفل خونه ما باسه چون میشناسمشون بیان خونه رو میتکونن و میرن ماشاالله بچه هم دارن تا کجا ها باید دستمال کاغذی جمع کنم خخ واسه همین حوصله بریز بپاش قبل مهمونی خانوادگی رو ندارم هم خسته میشم هم بی اعصاب چون خودمو میشناسم ک واسه اون روز هم خونمو برق میندازم وقتی هم تونها برن باز بااااید خونمو برق بندازم واسه همین کلافه میشم شنبه هم‌دوستام گفتن ک میخوان بیان خونم ک اونو قبول کردم گفتم باشه بیان گفتن پارمیسو هم نگه دار تا بیایم باهاش بازی کنیم گفتم ب روی چشم شب سخر رو نمیزارم بره ک شنبه پیشمون باشن خلاصه این هفته مهمون دارم خخ تو این هفته ای هم‌ک گذشت مامانم سرما خوردو من شدم پرستار مامانم و دو روزه بستمش ب شلغم و سوپ شلغم و چایی اویشن و اب پرتغال و لیمو شیرین و عصاره گوشت ک خداروشکر خوب خووووب شد فعلا همین بسه تا ببینم تو وب ادامه خاطرات بدم یا برم واسه کانال ؟
برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/۱٠/۳٠ ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط دفترچه سپیده نظرات ()