بعد از مدتها

سلام امروز که وبلاگم رو بعد از مدتها شاید یکسال یا بیشتر باز کردم دیدم نوشته های قبلیم همشون پریده خیلی ناراحت شدم اخه چرا باید اینجوری بشه اولش خیلی به وجد امدم که چقدر محیط پرشین عوض شده اما به محض ورودم لبخندم خشک شد که خاطراتی که اخر کاری ها نوشته بودم پس کجا رفتن چرا نیستن ....

خوب فعلا به این کارها کار ندارم امدم بگم سپیده قصه ما فصل جدیدی از زندگیش شروع شده و دلم میخواد گه گاهی بیام ثبتشون کنم ببینم استارت کار رو میزنم یا نه فعلا که هر چی میخوام بنویسم به دفترم رجوع میکنم

تا قبل از اینکه ببینم خاطراتم نیست خیلی قطعی تصمیم به نوشتن داشتن اما الان دو دل شدم نکنه این همه بنویسم از روزهایی که عاشقانه منتظرش بودم اما یکسال بعد ببینم هیچی به هیچی شدن واسه همین واسه شروع همین که اپدیت کزدم واسم کافی

روز خوش و فعلا بای

/ 0 نظر / 188 بازدید